Saturday , 18 November 2017 / شنبه , ۲۷ آبان ۱۳۹۶
اخبار

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ

ترجمه :

آیا مردم را به نیکى فرمان مى‏دهید و خود را فراموش مى‏کنید در حالى که شما کتاب (آسمانى) را تلاوت مى‏کنید؟! آیا نمى‏اندیشید؟

What! do you enjoin men to be good and neglect your own souls while you read the Book; have you then no sense

تفسیر :

تفسیر نمونه
به دیگران توصیه مى کنید اما خودتان چرا؟
گر چه روى سخن در آیات فوق همچون آیات قبل و بعد، به بنى اسرائیل است ، ولى مسلما مفهوم آن گسترده است و دیگران را نیز شامل مى شود.
به گفته مفسر معروف ((طبرسى )) در ((مجمع البیان )) علما و دانشمندان یهود قبل از بعثت محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مردم را به ایمان به وى دعوت مى کردند و بشارت ظهورش را مى دادند ولى خود هنگام ظهور آن حضرت از ایمان آوردن خوددارى کردند.
و نیز همان مفسر بزرگ نقل مى کند که بعضى از علماى یهود به بستگان خود که اسلام آورده بودند توصیه مى کردند به ایمان خویش باقى و ثابت بمانند ولى خودشان ایمان نمى آورند.
لذا نخستین آیه مورد بحث آنها را بر این کار مذمت کرده مى گوید((آیا مردم را به نیکى دعوت مى کنید ولى خودتان را فراموش مى نمائید))(اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم ).
با اینکه کتاب آسمانى را مى خوانید آیا هیچ فکر نمى کنید(و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون )
اصولا یک برنامه اساسى مخصوصا براى علماء و مبلغین و داعیان راه حق این است که بیش از سخن ، مردم را با عمل خود تبلیغ کنند همانگونه که در حدیث معروف از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : ((کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم )) ((مردم را با عمل خود به نیکیها دعوت کنید نه با زبان خود.)) <83>
تاءثیر عمیق ((دعوت عملى )) از اینجا سرچشمه مى گیرد که هرگاه شنونده بداند گوینده از دل سخن مى گوید و به گفته خویش صد در صد ایمان دارد گوش جان خود را به روى سخنانش مى گشاید و سخن که از دل برخیزد بر دل مى نشیند، و در جان اثر مى گذارد، و بهترین نشانه ایمان گوینده به سخنش این است که خود قبل از دیگران عمل کند، همانگونه که على (علیه السلام ) مى فرماید.
ایها الناس انى و الله ما احثکم على طاعه الا و اسبقکم الیها، و لا انها کم عن معصیه الا و اتناهى قبلکم عنها: ((اى مردم به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتى تشویق نمى کنم مگر قبلا خودم آنرا انجام مى دهم و از هیچ کار خلافى باز نمى دارم مگر اینکه پیش از شما از آن دورى جسته ام )). <84>
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم من اشد الناس عذابا یوم القیامه من وصف عدلا و عمل بغیره ((از کسانى که در روز قیامت عذابشان از همه شدیدتر است کسى است که سخن حقى بگوید و خود به غیر آن عمل کند)). <85>
علماى یهود از این مى ترسیدند که اگر به رسالت پیامبر اسلام اعتراف کنند کاخ ریاستشان فرو ریزد و عوام یهود به آنها اعتنا نکنند، لذا صفات پیامبر اسلام را که در تورات آمده بود دگرگون جلوه دادند.
قرآن براى اینکه انسان بتواند بر امیال و خواسته هاى دل پیروز گردد و حب جاه و مقام را از سر بیرون کند در آیه بعد چنین مى گوید: از صبر و نماز یارى جوئید و با استقامت و کنترل خویشتن بر هوسهاى درونى پیروز شوید (و استعینوا بالصبر و الصلوه ).
سپس اضافه مى کند این کار جز براى خاشعان سنگین و گران است (و انها لکبیره الا على الخاشعین ).
در آخرین آیه مورد بحث خاشعان را چنین معرفى مى کند ((همانها که مى دانند پروردگار خود را ملاقات خواهند کرد و به سوى او باز مى گردند)) (الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم و انهم الیه راجعون ).
((یظنون )) از ماده ((ظن )) گاه به معنى گمان و گاه به معنى یقین مى آید  <86> و در اینجا مسلما به معنى ایمان و یقین قطعى است ، زیرا ایمان به لقاء الله و باز گشت به سوى او حالت خشوع و خداترسى و احساس مسئولیت را در دل انسان زنده مى کند و این یکى از آثار تربیتى ایمان به معاد است که همه جا در برابر انسان صحنه آن دادگاه بزرگ را مجسم مى سازد و به انجام مسئولیتها و حق و عدالت دعوت مى کند.
این احتمال نیز وجود دارد که ((ظن )) در اینجا به معنى گمان باشد، و این در حقیقت یک نوع مبالغه و تاءکید است که اگر انسان فرضا به آن دادگاه بزرگ
ایمان نداشته باشد و فقط گمان کند، کافى است که از هر گونه خلافکارى خوددارى نماید و در واقع سرزنش به علماء یهود است که اگر ایمان شما حتى به درجه ظن و گمان برسد باز باید احساس مسئولیت کنید و دست از اینگونه تحریفات بردارید. <87>
۱- ((لقاء الله )) چیست ؟
تعبیر به ((لقاء الله )) در قرآن مجید کرارا آمده است ، و همه به معنى حضور در صحنه ((قیامت مى باشد، بدیهى است منظور از ((لقاء)) و ملاقات خداوند ملاقات حسى ، مانند ملاقات افراد بشر با یکدیگر نیست ، چه اینکه خداوند نه جسم است و نه رنگ و مکان دارد که با چشم ظاهر دیده شود، بلکه منظور یا مشاهده آثار قدرت او در صحنه قیامت و پاداشها و کیفرها و نعمتها و عذابهاى او است ، چنانکه گروهى از مفسران گفته اند.
یا به معنى یک نوع شهود باطنى و قلبى است ، زیرا انسان گاه به جائى مى رسد که گوئى خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده مى کند، به طورى که هیچگونه شک و تردیدى براى او باقى نمى ماند.
این حالت ممکن است بر اثر پاکى و تقوا و عبادت و تهذیب نفس در این دنیا براى گروهى پیدا شود، چنانکه در نهج البلاغه مى خوانیم : یکى از دوستان دانشمند على (علیه السلام ) به نام ((ذعلب یمانى )) از امام (علیه السلام ) پرسید ((هل رایت ربک )): ((آیا خداى خود را دیدهاى )) ؟!
امام (علیه السلام ) فرمود افاءعبد ما لا ارى آیا خدائى را که نبینم پرستش کنم ؟! و هنگامى که او توضیح بیشتر خواست امام اضافه کرد: لا تدرکه العیون بمشاهده العیان و لکن تدرکه القلوب بحقائق الایمان )) ((چشمهاى ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلبها بوسیله نور ایمان او را درک مى نمایند)). <88>
ولى این حالت شهود باطنى در قیامت براى همگان پیدا مى شود، چرا که آثار عظمت و قدرت خدا در آنجا آنچنان آشکار است که هر کوردلى هم ایمان قطعى پیدا مى کند.
۲- راه پیروزى بر مشکلات
براى پیشرفت و پیروزى بر مشکلات دو رکن اساسى لازم است ، یکى پایگاه نیرومند درونى و دیگر تکیه گاه محکم برونى ، در آیات فوق به این دو رکن اساسى با تعبیر ((صبر)) و ((صلوه )) اشاره شده است : صبر آن حالت استقامت و شکیبائى و ایستادگى در جبهه مشکلات است ، و نماز پیوندى است با خدا و وسیله ارتباطى است با این تکیه گاه محکم .
گر چه کلمه صبر در روایات فراوانى به روزه تفسیر شده است ولى مسلما منحصر به روزه نیست ، بلکه ذکر روزه به عنوان یک مصداق بارز و روشن آن است ، زیرا انسان در پرتو این عبادت بزرگ ارادهاى نیرومند و ایمانى استوار پیدا مى کند و حاکمیت عقلش بر هوسهایش مسلم مى گردد.
مفسران بزرگ در تفسیر این آیه نقل کرده اند که رسول گرامى اسلام هر گاه با مشکلى روبرو مى شد که او را ناراحت مى کرد از نماز و روزه مدد مى گرفت . <89>
و نیز از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: ((هنگامى که با غمى از غمهاى دنیا روبرو مى شوید وضو گرفته ، به مسجد بروید، نماز بخوانید و دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده ((و استعینوا بالصبر و الصلوه )). <90>
توجه به نماز و راز و نیاز با پروردگار نیروى تازهاى در انسان ایجاد مى کند و او را براى رویاروئى با مشکلات نیرو مى بخشد.
در کتاب کافى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم ((کان على (علیه السلام ) اذا اهاله امر فزع قام الى الصلوه ثم تلا هذه الایه و استعینوا بالصبر و الصلوه )) هنگامى که مشکل مهمى براى على (علیه السلام ) پیش مى آمد به نماز بر مى خاست سپس این آیه را تلاوت مى فرمود ((و استعینوا بالصبر و الصلوه )).
آرى نماز انسان را به قدرت لایزالى پیوند مى دهد که همه مشکلات براى او سهل و آسان است و همین احساس سبب مى شود که انسان در برابر حوادث نیرومند و خونسرد باشد.

پاورقی :
۸۳-سفینه ماده «عمل».
۸۴-نهج البلاغه خطبه ۱۷۵٫
۸۵-تفسیر نورالثقلین جلد ۱ صفحه ۷۵٫
۸۶-«راغب» در کتاب «مفردات» می گوید : «ظن» اسم است برای اعتقادی که از دلیل و قرینه حاصل می شود ، این اعتقاد گاهی قوی می شود و به مرحله یقین می رسد و گاه ضعیف است و از حد گمان تجاوز نمی کند.
۸۷-المنار جلد ۱ صفحه ۳۰۲ – و المیزان جلد ۱ صفحه ۱۵۴ – و تفسیر روح المعانی جلد ۱ صفحه ۲۲۸ ، و در آیات دیگر قرآن اشاره به این معنا دیده می شود مانند «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا» (سوره کهف آیه ۱۱۰).
۸۸-نهج البلاغه کلام ۱۷۹٫
۸۹-مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.
۹۰-مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.

نظر دادن بسته است.